خرید بک لینک
گروه اسمی چیست ؟به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند . گروه چیست ؟ گروه در این جا به معنای اصطلاحی که تا کنون با آن سر و کار داشته اید نیست . یعنی مثلاً ما در زندگی خود تا زمانی که چند چیز در کنار هم قرار نگیرند ، به آن گروه نمی گوییم . مثلاً ما به مجموع چند نفر گروه می گوییم . ولی هیچ گاه به یک نفر گروه نمی گوییم. توجّه : گروه در زبان فارسی چنین معنایی ندارد . یعنی ما به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه می گوییم . مثال : " مداد " یک گروه اسمی است . " مداد مشکی " هم یک گروه اسمی است . " چهار مداد مشکی " هم یک گروه اسمی است . توجّه : در هر گرادامه مطلب

برچسب: گروه,اسمی, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 9:01

ز ین گفته سعادت تو جویم پس یاد بگیر هرچه گویم آرایه های ادبی : 1 – جناس ناقص حرفی بین گویم و جویم از این گفته سعادت تورا می جویم /پس هر چه را می گویم یاد بگیر نکات دستوری : بیت 3 جمله است / از : حرف اضافه / این گفته : گروه اسمی متمم ؛ این : صفت اشاره و وابسته پیشین ، گفته : هسته / سعادت تو : گروه اسمی مفعول ، سعادت : هسته ، تو : مضاف الیه و وابسته پسین / پس : قید تاکید / هر چه : گروه اسمی مفعول ، هر : صفت مبهم و وابسته پیشین ، چه : هسته / می جویم ، می گویم ، یاد بگیر : فعل / می جویم و می گویم : فعل مضارع اخباری اول شخص مفرد از مصدر های جستن و گفتن ادامه مطلب

برچسب: بختی, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 9:01

1.تاریخ ادبیاتنورالدین،عبدالرحمان جامی،بزرگترین شاعر و نویسنده عارف قرن9 ه.ق (اهل خراسان)است.وی در شهرهای هرات و سمرقند به کسب علم و ادب پرداخت و در علوم ادبی،دینی و تاریخی به کمال رسید.پس از آن به عرفان روی آورد و از عارفان بزرگ گردید. جامی در آثار خود از دو شاعر بزرگ و نامی پیروی کرده است: کتاب بهارستان که به پیروی از سبک نگارش گلستان سعدی،به نظم و نثر نوشته شده است.کتاب هفت اورنگ(سَلامان و اَبسال،یوسف و زلیخا،لیلی و مجنون،خِردنامه اسکندری،سلسلةُ الذَهَب،تُحفَةُ الاَبرار و سُبحَةُ الاَبرار)را به تقلید از پنج گنج حکیم نظامی در قالب مثنوی سروده است. دیگر آثار جامی عبارتند از: دیوان اشعارکتابادامه مطلب

برچسب: هشتم,آزادگی,»فارسی,هشتم, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 9:01

اسم کلمه ای است که کسی یا حیوانی یا چیزی را با آن می نامند . مانند : علی ، کبوتر ، درخت . 1. اسم ساده : اسمی است که تنها از یک جزء (تکواژ) ساخته شده باشد و به دو جزء یا بیشتر تقسیم نشود. مانند: آب، قلم، کوه، دریا...2. اسم غیر ساده: كلمه اي است كه بيش از يك جز (تكواژ) داردو به دو جزء یا بیشتر تقسیم شود. شادی، خوبی، رفتار، کتاب خانه، تخم مرغ، روزنامه فروشی. انواع اسم غیر ساده : ۱- مشتق 2- مرکب 3 – مشتق – مرکب مشتق: واژه اي است كه از يك تكواژ آزاد و يك يا چند ((وند)) اشتقاقي تشكيل مي شود مثل : دانش، گرما ،دردمند. بعضی از ساخت های اسم مشتق: 1- صفت + ی : خوبی ، سفیدی 2- اسم + ی : بقالی ، ابری ، ساحادامه مطلب

برچسب: ساختمان,واژه, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 9:01

تصویر نویسی از منظر جناب دکتر اکبری مؤلف کتاب های درسی مهارت های نوشتاری (نگارش و انشا) تصویرنویسی چیست؟تصویرنویسی از دید شناخت واژگانی، یک بافت ترکیبی- اشتقاقی است که از سه پاره ی (تصویر+ نویس+ی) ساخته شده و به معنای: نگاه کردن به تصویر و نوشتن ِ آن چهاز تصویر به ذهن برده ایم، نوشتنِ تصویر، نوشتن در باره ی تصویر، توصیف و تفسیر تصویر، نگاره نویسی، تصویرگزاری(یعنی گزارش نویسی از تصویر).بنابراین،تصویردر این جا، ایستگاه اندیشیدن، بهانه ی خوب دیدن و به کارانداختن مغز و تولید نوشته است. هم چنان که از این معانی دریافت می شود؛ تصویر نویسی دو مرحله ی کلی دارد:ادامه مطلب

برچسب: تصویر نویسی چیست, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:33

نمون برگ الف) مسابقه ادبی تصویرخوانی ـ جشنوارهxad ی نوجوان خوارزمی نام ونام خانوادگی: استان: منطقه: نام و نوع مدرسه: محل درجتصویر انتخاب عنوان زیبا برای تصویر دانش آموزدراین جا عنوانی کوتاه، مناسب وزیبا برایتصویر انتخاب می کند. جزئیات ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صالحی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:33

جمله: مجموعه ای از واژه ها که پیامی را از گوینده یا نویسنده به شنونده یا خواننده. می رساند. هر جمله از دو قسمت نهاد و گزاره تشکیل شده است. نهاد جمله : قسمتی از جمله است که بقیه جمله در بارهی آن خبری می دهند . مانند: کشاورزانبا تلاش خود سرزمین های خشک را آباد کردند. بقیه جمله را گزاره می گویند که درباره نهاد خبری می دهد.مهم ترین قسمت گزاره « فعل » است.که نشان دهنده ی کار انجام شده ادامه مطلب

برچسب: نقش های دستوری,نقش های دستوری در زبان فارسی,نقش های دستوری در ادبیات,نقش های دستوری زبان فارسی,نقش های دستوری در جمله,نقش های دستوری ادبیات فارسی,نقش های دستوری ادبیات,نقش های دستوری فارسی,نقش های دستوری در ادبیات فارسی,نقش های دستوری در شعر, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:33

« هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم » می خواستم برای روز بزرگداشت عارف بزرگ ایران عطار نیشابوری مطلبی بنویسم که در خور مقام آن بزرگ باشد هرچه اندیشیدم قلم خود را در حد این مقام بزرگ ندیدم پس تصمیم گرفتم از قلم یکی از بزرگان دیگر استفاده کنم تا شاید بعنوان یک فارسی زبان ذره ای از دینی که این بزرگ بر گردن تک تک ما فارسی زبانان دارد را ادا کنم و چون خود علاقه ی وافری به منطق الطیر عطار دارم پس به سراغ نوشته هایی در رابطه با این کتاب رفتم و متن زیر را انتخاب نمودم ،ادامه مطلب

برچسب: بزرگداشت عارف قزوینی, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:33

روش پیدا کردن مسند به اول فعل های اسنادی، کلمه های «چگونه؟» یا «چی؟» اضافه می کنیم و مسند را به دست می آوریم؛ مانند: دانش آموزان از کار خود راضی شدند. ← چگونه شدند؟ راضی ← مسند. پیش گویی آنها، درست بود. ← چی بود؟ ← درست ← مسند. فعل اسنادی (ربطی) به فعل هایی که مسند می پذیرند فعل اسنادی (ربطی) می گویند. مسند: صفت یا حالتی است که به وسیله ی فعل اسنادی به نهاد نسبت داده می شود؛ مثلاً: حسین، فروتن است. ← فروتن «مسند» ، است «فعل اسنادی». فروتن صفتی است که ما به وسیله فعل اسنادی به نهاد نسبت می دهیم. فعل های اسنادی عبارتند از: «است ، بود ، شد ، گشت ، گردید ، شود ادامه مطلب

برچسب: روش پيدا كردن مسند, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:33

*پرکاربرد ترین مصدرهای ناگذر (مصدر فعلهایی که جملههای «دو جزئی» میسازند.) آمدن، افتادن، ایستادن، خوابیدن، رفتن، ماندن، نشستن، مردن، درخشیدن، روییدن، برخاستن، پریدن، دویدن، تابیدن، جنبیدن، نالیدن، وزیدن، گندیدن، لرزیدن، لغزیدن، دمیدن، زیستن، شتافتن، گریستن، خشکیدن، خزیدن، خروشیدن، چرخیدن، جهیدن، جوشیدن، ترکیدن، پوسیدن، پلاسیدن، غرّیدن، لنگیدن، بالیدن (رشدکردن) و ... *پرکاربرد ترین مصدرهای گذرا به مفعول(مصدر فعلهایی که جملههای «سه جزئی با مفعول» میسازند) خوردن، بردن، آوردن، پوشیدن، خواستن، داشتن، دانستن، دوختن، دیدنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صالحی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:33

1- «را» مفعولیمفعول گروه اسمی است که بعد از آن «پس واژه ی را» می آید یا می توان آورد. در این موارد حرف را نشانه ی مفعولی است.جور خود را بر ضعیفان آزماید روزگار / تیغ را دائم برای امتحان بر مو زنند « محمد قلی تسلیم»زچشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را / که هرعضوی به دردآید به جایش دیده می گرید « هادی رنجبر »دل را به کف هرکه نهم باز پس آرد / کس تاب نگهداریادامه مطلب

برچسب: انواع را در دستور زبان فارسی, نویسنده: امیر صالحی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:33

صفحه بندی